الگوی یکپارچه سازی سرآمدی مدیریت دانش

با نگاهی به پیشینه موضوع، در این بخش، به بررسی برخی از مطالعاتی که در زمینه مورد مطالعه در این پژوهش پرداخته اند، می پردازیم.

فرزین و همکاران (۲۰۱۴)، در بررسی عوامل بحرانی موفقیت (CSF) اجرای راهبرد مدیریت دانش” به بررسی CSFها می پردازند. داده های پژوهش از بخش خدمات ایران و با تمرکز بر بر بزرگترین بخش از این خدمات که صنعت بانکی می باشد، جمع آوری شد. نتایج پژوهش استخراج ۲۴CSF برای ارائه چارچوب پیاده سازی راهبرد مدیریت دانش بود.

عوامل یافت شده سبب افزایش اثربخشی سازمانی، بهره وری و رقابت پذیری شد. یوکاکتر ک و ویلارد (۲۰۱۳) در پژوهش “تأثیر مدیریت اطلاعات و سیستمهای ERP بر مدیریت دانش راهبردی و تصمیم گیری”، به بررسی تأثیر مدیریت اطلاعات و سیستم های ERP بر مدیریت دانش راهبردی می پردازد. جامعه آماری از میان شرکت های ترکیه انتخاب شد و حجم نمونه ۵۰ شرکت بود که سیستم ERP بین سال های ۱۹۹۳ و ۱۹۹۷ در این شرکت ها ایجاد شده بود.

یافته های پژوهش حاکی از این است که سیستم های ERP با استقرار سامانه اطلاعات یکپارچه سبب کاهش هزینه های سازمان، کاهش زمان تحویل، افزایش کیفیت و تنوع محصول شد و همچنین باعث شکوفایی ظرفیت های واقعی سازمان و افزایش مزایای رقابتی برای سازمان شد. اکبری و همکاران (۲۰۱۲)، در پژوهشی با عنوان “بررسی رابطه بین ساختار سازمانی و مدیریت دانش راهبردی در دانشگاه آزاد کرمانشاه”، به بررسی رابطه بین ساختار سازمانی و مدیریت دانش راهبردی می پردازد. جامعه آماری این تحقیق (رؤسا، معاونین و مدیران گروهای آموزشی دانشگاه مربوطه را برای یک دوره ۶ ماه دوم سال ۱۳۹۰ را شامل می شود و حجم جامعه آماری ۶۰ نفر است.

یافته های پژوهش حاکی از این بود که رابطه معنی دار و مثبتی میان هر سه مؤلفه ساختار سازمانی تمرکز، رسمیت و پیچیدگی) و مدیریت دانش راهبردی وجود دارد. لوپز – نیکولای و مرونو – کردان (۲۰۱۱)، در پژوهشی با عنوان “راهبرد مدیریت دانش، نوآوری و عملکرد”. به بررسی راهبردهای مدیریت دانش، نوآوری و عملکرد می پردازد. این مطالعه علمی بین ۳۱۰ سازمان اسپانیایی انجام شده است.

یافته های پژوهش حاکی از این است که راهبردهای مدیریت دانش راهبرد تدوین و راهبرد شخصی سازی به صورت مستقیم و غیر مستقیم باعث بهبود نوآوری و عملکرد سازمانی، بهبود فرایند و توسعه قابلیت های انسانی می شود. مبانی نظری پژوهش دانش راهبردی، دانش منبع ارزشمند راهبردی و دارایی مطرح می شود که نیازمند مدیریت است.

اگر به این شرایط رقابت شدید موجود در بازارهای جهان را نیز اضافه نماییم، اهمیت مدیریت کردن دانش های سازمان به عنوان یک مزیت رقابتی در اقتصاد دانش محور کنونی دو چندان می شود. در واقع، راهبردی بودن دانش ها به جایگاه آنها در توسعه و پیشرفت و در توانمند کردن یک سازمان و همچنین نقش آنها در تحقق تعالی برمی گردد (کهن دژ و تاجدینی، ۱۳۹۵).

دانش راهبردی دارای طیفی از ویژگی خاص و ویژه است که در شکل ۱ نشان داده شده است.

شکل ۱٫ ویژگی های دانش راهبردی (کهن دژ و تاجدینی، ۱۳۹۵) مهم ترین تأثیر دانش راهبردی در شرکت، تولید یک رویکرد جدید جهت شناسایی شکاف دانش و شکاف راهبردی است. شکاف دانش یعنی اینکه سازمان چه چیزی می داند و چه چیزی باید بداند که این شکاف بیان کننده فرصت های آموزشی جهت پر کردن نقص های موجود است و می باید برنامه هایی را جهت آموزش در نظر گرفت (نیکولاسکو، ۲۰۰۷). در واقع، دانش راهبردی تنظیم رفتار سازمان یا فرد در تعامل با محیط است و مدیریت دانش راهبردی تشخیص فرصت های اصلی و متمرکز کردن منابع سازمان در جهت تحقق منابع نهفته در آن است حمیدی زاده، ۱۳۸۸).

فرایندهای دو واحد بهره برداری و بخش فنی و مهندسی از جمله واحدهای بخش هایی راهبردی شرکت گاز استان خوزستان می باشند؛ چرا که فرایندهایی نظیر: گاز رسانی به صنایع و مجتمع های مسکونی، طراحی شبکه تغذیه و توزیع، طراحی خطوط تغذیه صنایع استان، طراحی خطوط انتقال، خدمات فنی و فروش عمده، امدادرسانی، حمل و نقل و بهره برداری نواحی و مرکز استان در این دو بخش انجام می شود. مدیریت دانش راهبردی ، امروزه با توجه به افزایش اهمیت مدیریت دانش و مدیریت دانش راهبردی در موفقیت واحدهای کسب و کار، به صورت روزافزونی از این مفهوم در سازمانهای پیشرو برای خلق مزیت رقابتی پایدار استفاده می شود. با این وجود، هنوز رویکرد جامعی برای تعیین وضعیت فعلی سازمانها در زمینه مدیریت دانش راهبردی و بالطبع آنچه باید انجام دهند تا به

جایگاه مطلوب برسند، وجود ندارد. برای رفع این خلأ، متخصصان شاخص های تعالی مدیریت دانش راهبردی را پیشنهاد کرده اند. این شاخص ها که بر بستر مفاهیم مدیریت کیفیت و مهندسی فرایندها شکل گرفته اند، در کنترل فرایندهای دانشی و ارزیابی ساختارهای مدیریت دانش راهبردی و بهبود آنها به سازمانها کمک می کنند (حمیدی زاده و فدایی نژاد، ۲۰۱۰). مدیریت دانش، فرصتی برای افزایش اثربخشی مدیریت منابع انسانی در سازمان است همچنان که نیازهای نیل به استعدادها و امکانات نقش کارکنان را برآورده می سازد. یعنی اینکه کارکنان بیشتر برای

کار تحریک می شوند و در نتیجه استخدام، انتخاب، آموزش و بهبود اعضای سازمان ها به نحو بهتری امکان پذیر می شود (لنجن”، ۲۰۱۵). هدف مدیریت دانش در آموزش، آموزش تحرک حرفه ای، قابلیت دیدن جهان با روند تغییرات غیر قابل پیش بینی و پیشرفت پیوسته است (پترووا و همکاران ۴، ۲۰۱۵). در مورد مدیریت دانش راهبردی عده ای از محققین نظراتی را مطرح کرده اند:

مدیریت دانش راهبردی به فرایندها و زیرساختهایی مرتبط است که طی آن شرکتها دانش را اکتساب و خلق می کنند و به اشتراک می گذارند و از این طریق به تدوین راهبرد و اتخاذ تصمیمات راهبردی می پردازند (زاکه، ۲۰۰۲). راهبرد دانشی سازمان رویه کلی را تصریح

می کند و نشان دهنده تمایل سازمان به تخصیص منابع و قابلیت های دانشی اش برای برآورده ساختن الزامات راهبرد سازمان است. در نتیجه شکاف دانش موجود بین آنچه سازمان برای انجام خود راهبرد باید بداند و آنچه نمی داند کاهش می یابد (نیکولاس، ۲۰۰۷).

در واقع، دانش راهبردی تشخیص فرصت های اصلی و متمرکز کردن منابع سازمان در جهت تحقق منابع نهفته در آن است (حمیدی زاده، ۱۳۹۲). مدل های تعالی سازمانی

تعالی دارای چهار لایه معنایی است: ۱. بلندشدن و بر آمدن؛ ۲. کسب بالاترین حد کیفیت؛ ٣. کسب فضیلت، برتری و ویژگی برجسته؛ ۴. میل به برتری در تعالی. بنابر این، آنچه که می توان درباره آن اتفاق نظر داشت این است که تعالی، ایجاد اطمینان برای جامعه و مشتریان و نیز کارکنان سازمان در بالاترین سطح عرضه کیفیت و نو آوری در محصولات است (میر کمالی و همکاران، ۱۳۸۳).

الگوهای تعالی به سازمانها در توسعه و افزایش قابلیت های مدیریتی درجهت دستیابی به سطوح بالای عملکرد و افزایش رقابت پذیری کمک می نماید. الگوی ارزیابی و خودارزیابی تعالی و پروژه های بهبود حاصل از آن، ساز و کاری برای به حرکت در آوردن جریان مسئله یابی و حل مسئله به صورت درون زا در مسیر تعالی سازمانی است. شروع حرکت طراحی مدل های تعالی سازمانی به پژوهش های جامع کارشناسان غربی در سال ۱۹۸۰ درخصوص بررسی علل پیشرفت ژاپن در سال های پس از جنگ برمی گردد (رازانی، عبدالمحمد، ۱۳۸۱).

الگوهای تعالی سازمانی با تأکید بر پایه ارزش های بنیادی همچون نتیجه گرایی، مشتری مداری، رهبری و ثبات در مقصد و هدف، مدیریت بر مبنای واقعیت ها و فرایندها، مشارکت و توسعه منابع انسانی، یادگیری، نوآوری و بهبود، توسعه مشارکت ها و مسئولیت اجتماعی سازمان، نگاهی نظام مند و همه جانبه صورت می گیرد، اما مشکل اصلی در استفاده از مدل های تعالی سازمانی – که تاکنون بیش از ۱۰ مدل در کشورهای گوناگون دنیا می باشد . این است که در تمامی مدل ها، وزن معیارها از قبل تعیین شده است و این مسئله مشکلاتی را ایجاد می کند؛ از جمله اینکه معمولا فاصله

عملکرد واحدهای حقیقی به ویژه در کشورهای درحال توسعه مثل ایران، با استانداردهای بین المللی خیلی زیاد است و دیگر اینکه در بیشتر سازمانهای ایرانی معقول به نظر نمی رسد و حتی اتفاق نظری بین سازمان های گوناگون و حتی واحدهای یک سازمان بر اوزان از پیش مشخص شده در استانداردهای بین الملی دیده نمی شود و ترجیح داده میشود به جای ارزیابی مطلق از ارزیابی نسبی استفاده کنند (جهانشاهلو و ملک، ۱۳۸۰). این سازمان ها، دستیابی به اهداف پایدار را در فصلنامه پژوهش های مدیریت منابع انسانی دانشگاه جامع امام حسین (ع)

با نگاهی به پیشینه موضوع، در این بخش، به بررسی برخی از مطالعاتی که در زمینه مورد مطالعه در این پژوهش پرداخته اند، می پردازیم.

فرزین و همکاران (۲۰۱۴)، در بررسی عوامل بحرانی موفقیت (CSF) اجرای راهبرد مدیریت دانش” به بررسی CSFها می پردازند. داده های پژوهش از بخش خدمات ایران و با تمرکز بر بر بزرگترین بخش از این خدمات که صنعت بانکی می باشد، جمع آوری شد.

نتایج پژوهش استخراج ۲۴ CSF برای ارائه چارچوب پیاده سازی راهبرد مدیریت دانش بود. عوامل یافت شده سبب افزایش اثربخشی سازمانی، بهره وری و رقابت پذیری شد. یوکاکتر ک و ویلارد (۲۰۱۳) در پژوهش “تأثیر مدیریت اطلاعات و سیستمهای ERP بر مدیریت دانش راهبردی و تصمیم گیری”، به بررسی تأثیر مدیریت اطلاعات و سیستم های ERP بر مدیریت دانش راهبردی می پردازد. جامعه آماری از میان شرکت های ترکیه انتخاب شد و حجم نمونه ۵۰ شرکت بود که سیستم ERP بین سال های ۱۹۹۳ و ۱۹۹۷ در این شرکت ها ایجاد شده بود. یافته های پژوهش حاکی از این است که سیستم های ERP با استقرار سامانه اطلاعات یکپارچه سبب کاهش هزینه های سازمان، کاهش زمان تحویل، افزایش کیفیت و تنوع محصول شد و همچنین باعث شکوفایی ظرفیت های واقعی سازمان و افزایش مزایای رقابتی برای سازمان شد.

اکبری و همکاران (۲۰۱۲)، در پژوهشی با عنوان “بررسی رابطه بین ساختار سازمانی و مدیریت دانش راهبردی در دانشگاه آزاد کرمانشاه”، به بررسی رابطه بین ساختار سازمانی و مدیریت دانش راهبردی می پردازد. جامعه آماری این تحقیق (رؤسا، معاونین و مدیران گروهای آموزشی دانشگاه مربوطه را برای یک دوره ۶ ماه دوم سال ۱۳۹۰ را شامل می شود و حجم جامعه آماری ۶۰ نفر است. یافته های پژوهش حاکی از این بود که رابطه معنی دار و مثبتی میان هر سه مؤلفه ساختار سازمانی تمرکز، رسمیت و پیچیدگی) و مدیریت دانش راهبردی وجود دارد. لوپز – نیکولای و مرونو – کردان (۲۰۱۱)، در پژوهشی با عنوان “راهبرد مدیریت دانش، نوآوری و عملکرد”.

به بررسی راهبردهای مدیریت دانش، نوآوری و عملکرد می پردازد. این مطالعه علمی بین ۳۱۰ سازمان اسپانیایی انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که راهبردهای مدیریت دانش راهبرد تدوین و راهبرد شخصی سازی به صورت مستقیم و غیر مستقیم باعث بهبود نوآوری و عملکرد سازمانی، بهبود فرایند و توسعه قابلیت های انسانی می شود. مبانی نظری پژوهش دانش راهبردی، دانش منبع ارزشمند راهبردی و دارایی مطرح می شود که نیازمند مدیریت است. اگر به این شرایط رقابت شدید موجود در بازارهای جهان را نیز اضافه نماییم، اهمیت مدیریت کردن دانش های سازمان به عنوان یک مزیت رقابتی در اقتصاد دانش محور کنونی دو چندان می شود. در واقع، راهبردی بودن دانش ها به جایگاه آنها در توسعه و پیشرفت و در توانمند کردن یک سازمان و همچنین نقش آنها در تحقق تعالی برمی گردد (کهن دژ و تاجدینی، ۱۳۹۵).

دانش راهبردی دارای طیفی از ویژگی خاص و ویژه است که در شکل ۱ نشان داده شده است.

https://lh4.googleusercontent.com/W2ofSQ4td3tnuO4Qt5Cfvp7ZFvAYBgAyVzm_OyMA6RY_QGwAmdmDbUThTZdBXpCQ5B7PTR9x8yszmkn4AY4whPjSfHxnGgSL88-TTvQUfkYMQJQ7BpeqyvJXcLEsm0dfOzRPzDym

شکل ۱٫ ویژگی های دانش راهبردی (کهن دژ و تاجدینی، ۱۳۹۵) مهم ترین تأثیر دانش راهبردی در شرکت، تولید یک رویکرد جدید جهت شناسایی شکاف دانش و شکاف راهبردی است. شکاف دانش یعنی اینکه سازمان چه چیزی می داند و چه چیزی باید بداند که این شکاف بیان کننده فرصت های آموزشی جهت پر کردن نقص های موجود است و می باید برنامه هایی را جهت آموزش در نظر گرفت (نیکولاسکو، ۲۰۰۷). در واقع، دانش راهبردی تنظیم رفتار سازمان یا فرد در تعامل با محیط است و مدیریت دانش راهبردی تشخیص فرصت های اصلی و متمرکز کردن منابع سازمان در جهت تحقق منابع نهفته در آن است حمیدی زاده، ۱۳۸۸).

فرایندهای دو واحد بهره برداری و بخش فنی و مهندسی از جمله واحدهای بخش هایی راهبردی شرکت گاز استان خوزستان می باشند؛ چرا که فرایندهایی نظیر: گاز رسانی به صنایع و مجتمع های مسکونی، طراحی شبکه تغذیه و توزیع، طراحی خطوط تغذیه صنایع استان، طراحی خطوط انتقال، خدمات فنی و فروش عمده، امدادرسانی، حمل و نقل و بهره برداری نواحی و مرکز استان در این دو بخش انجام می شود. مدیریت دانش راهبردی ، امروزه با توجه به افزایش اهمیت مدیریت دانش و مدیریت دانش راهبردی در موفقیت واحدهای کسب و کار، به صورت روزافزونی از این مفهوم در سازمانهای پیشرو برای خلق مزیت رقابتی پایدار استفاده می شود.

با این وجود، هنوز رویکرد جامعی برای تعیین وضعیت فعلی سازمانها در زمینه مدیریت دانش راهبردی و بالطبع آنچه باید انجام دهند تا به جایگاه مطلوب برسند، وجود ندارد. برای رفع این خلأ، متخصصان شاخص های تعالی مدیریت دانش راهبردی را پیشنهاد کرده اند. این شاخص ها که بر بستر مفاهیم مدیریت کیفیت و مهندسی فرایندها شکل گرفته اند، در کنترل فرایندهای دانشی و ارزیابی ساختارهای مدیریت دانش راهبردی و بهبود آنها به سازمانها کمک می کنند (حمیدی زاده و فدایی نژاد، ۲۰۱۰). مدیریت دانش، فرصتی برای افزایش اثربخشی مدیریت منابع انسانی در سازمان است همچنان که نیازهای نیل به استعدادها و امکانات نقش کارکنان را برآورده می سازد.

یعنی اینکه کارکنان بیشتر برای کار تحریک می شوند و در نتیجه استخدام، انتخاب، آموزش و بهبود اعضای سازمان ها به نحو بهتری امکان پذیر می شود (لنجن”، ۲۰۱۵). هدف مدیریت دانش در آموزش، آموزش تحرک حرفه ای، قابلیت دیدن جهان با روند تغییرات غیر قابل پیش بینی و پیشرفت پیوسته است (پترووا و همکاران ۴، ۲۰۱۵). در مورد مدیریت دانش راهبردی عده ای از محققین نظراتی را مطرح کرده اند:

مدیریت دانش راهبردی به فرایندها و زیرساختهایی مرتبط است که طی آن شرکتها دانش را اکتساب و خلق می کنند و به اشتراک می گذارند و از این طریق به تدوین راهبرد و اتخاذ تصمیمات راهبردی می پردازند (زاکه، ۲۰۰۲). راهبرد دانشی سازمان رویه کلی را تصریح می کند و نشان دهنده تمایل سازمان به تخصیص منابع و قابلیت های دانشی اش برای برآورده ساختن الزامات راهبرد سازمان است. در نتیجه شکاف دانش موجود بین آنچه سازمان برای انجام خود راهبرد باید بداند و آنچه نمی داند کاهش می یابد (نیکولاس، ۲۰۰۷). در واقع، دانش راهبردی تشخیص فرصت های اصلی و متمرکز کردن منابع سازمان در جهت تحقق منابع نهفته در آن است (حمیدی زاده، ۱۳۹۲).



فصلنامه پژوهش های مدیریت منابع انسانی دانشگاه جامع امام حسین (ع)

سال دهم، شماره ۳ (شماره پیاپی ۳۳)، پاییز ۱۳۹۷: ۹۶ – ۶۹ تدوین الگوی یکپارچه سازی سرآمدی مدیریت دانش



مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *