خلاصه کتاب کار ایدئال من انتشارات آریانا قلم
خلاصه کتاب کار ایدئال من انتشارات آریانا قلم
فهرست

the-6-types-of-working-genius.Sideview
شش فعالیت لازم برای هر کار تیمی.. ۵
بلوغ کاری و سلامت سازمانی.. ۱۰
متن کامل سؤالات پرسشنامه نبوغهای کاری.. ۱۱
معرفی شش نبوغ کاری
در این کتاب در مورد شش نبوغ کار صحبت می شود:
- پرسشگری: تفکر و زیر سوال بردن وضعیت چیزها، طرح سوالات برای زیر سوال بردن شرایط موجود و برانگیختن عمل؛ با تفکر نگاه می کند و برای او سوال می شود آیا ظرفیت بهره برداری نشده ای هست؟
- ابتکار: کشف ایده ها و راه های جدید، افراد با این نبوغ به سمت ابتکار و خلاقیت کشیده می شوند
- بصیرت: داشتن غریزه و شم قوی در تشخیص مسائل حتی در نبود اطلاعات فراوان یا تخصص و دادن بازخورد های ارزشمند
- وادارندگی: بسیج کردن و انگیزه بخشی و تحریک افراد برای اقدام حول یک ایده، الهام بخش دیگران هستند
- توامندسازی: فراهم کردن پشتیبانی و کمک به افراد است به آن طوری که به آن نیاز دارند بدون شرط کمک می کنند. ذاتا دوست دارند به دیگران در راه هدفشان کمک کنند
- ممارست: رضایت مندی از به پایان رساندن کارها، ذاتا تمایل به پایان رساندن کارها دارند
که وضعیت این نبوغ ها در هر فرد به ترتیب زیر است
- هر فردی در دو کار نبوغ کامل دارد که به او شور و شوق می دهد بنابراین در این دو خیلی خوب هست،
- هر فردی در دو فعالیت صلاحیت کاری دارد؛ یعنی نه مایه غذاب او است و نه کاملا لذت بخش است و می توانیم تا مدتی عملکرد خوب داشته باشیم و اگر امکان استفاده ازن نبوغ اصلی فراهم نشود، خسته می شویم
- کلافگی ها: در دو مورد نیز کار لذت و انرژی را از بین می برد و البته نمی توان همیشه از این دو فعالیت پرهیز کرد ولی اگر زیاد در این دو بمانیم دچار عذاب شغلی می شویم
دسته بندی نبوغ ها
نبوغ ها دو دسته هستند
- واکنشی: برای به حرکت در امدن محرک بیرونی لازم دارند
- تحول آفرین: ابتکاری و خود انگیخته تر هستند
| واکنشی | پرسش گری | بصیرت | توان مندسازی |
| تحول آفرین | ابتکار | وادارندگی | ممارست |
- پرسشگری: به محیط پاسخ می دهد، محیط اطراف را برای طرح سوال رصد می کند
- بصیرت: به ایده های مبتکران واکنش نشان می دهد
- توامندسازی: به تقاضای افراد واکنش می دهند و حمایت می کنند معمولا تا وقتی درخواست نشود وارد نمی شوند با اینکه گاهی بهتر از خورد فرد نیاز وی را می داند
- ابتکار: مشکل را می بیند و خودشان وضع موجود را به چالش می کشند
- وادارندگی: بر اساس کاری که باید انجام شود افراد را بسیج می کند
- ممارست: مصمم به پایان رساندن هستند، با شناسایی چالش ها و باز کردن راهشان کار می کنند
افراد معمولا برای نبوغ تحول آفرین، بیش از واکنشی ارزش قائل هستند که اشتباه است

نقشه بهره وری تیم
سه مرحل انجام کار داریم
| پرسش گری | بصیرت | توانمندسازی |
| ابتکار | وادارندگی | ممارست |
| ایده پردازی | فعال سازی | پیاده سازی |
مراحل به شرح زیر هستند:
- مرحله ایده پردازی: شامل پرسش گری و ابتکار است، این بخش از کار مربوط به شناسایی نیازها و ارائه راه کار است، این گام حیاتی است
- مرحله فعال سازی: شامل بصیرت و وادارندگی، یعنی ارزیابی مزایای ایده ها و سپس بسیج کردن افراد برای ایده ها، گاهی از مرحل اول به سوم می رویم که خطا است
- مرحله پیاده سازی: شامل توامندسازی و ممارست است و کلا به انجام کارها مربوط است. این قسمت اطمینان حاصل می کند که ایده های از روی بصیرت به ثمر برسد
قطعه گم شده:
مهم است بدانیم مرحله فعال سازی وجود دارد و نادیده گرفته نشود، افرادی که ایده پردازی می کنند وقتی ایده ها به ثمر نمی رسد پیاده سازان را سرزنش می کنند و برعکس پیاده سازان ، ایده پردازان را سرزنش می کنند که چرا ایده بهتری ندادند
بدون مرحله فعال سازی مناسب، ایده های خوب هم به درستی اصلاح و بهینه سازی نمی شوند و افراد به درستی برای انجام آن آموزش ندیده و ترغیب نمی شوند
شش فعالیت لازم برای هر کار تیمی
هر اقدام دسته جمعی شامل و مستلزم هر این شش فعالیت است و اگر حتی یکی نباشد احتمال شکست بالا می رود، هر نبوغی چیزی دریافت و چیزی ارائه می دهد که دیگری به آن نیاز دارد و به همین دلیل است که در کتاب از تصویر چرخ دنده استفاده شده است
- پرسشگری: اولین گام پرسیدن سوال مهم است، سنجش ظرفیت های دست نخورده، راه بهتری هم هست؟ کسی می کند یک جای کار می لنگد؟
- ابتکار: پاسخ دادن به پرسش با خلق راهکار یا ارائه طرح «ایده ای دارم» «به نظرتان این طرح چطور است؟»
- بصیرت: ارزیابی و واکنش به ایده است، شامل ارائه بازخورد یا اصلاح است
- وادارندگی: بسیج کردن افراد برای آن، جمع کردن و تشویق افراد
- توامندسازی: کسانی باید به دعوت پاسخ مثبت دهند، وقت خود را برای ایده بگذارند
- ممارست: کسی باید پروژه را تکمیل کند و موانع را از سر راه بردارند.
به طور خلاصه:
- پ: نیاز به تغییر را شناسایی می کند
- الف: راه کار می سازد
- ب: بعد از ارزیابی و چکش کاری، راه کار را برای اقدام توصیه می کند.
- و: افراد را برای اقدام بسیج می کند
- ت: پشتیبانی و سرمایه انسانی را ارائه می دهد
- م: مطمئن می شود کار انجام می شود و به نتیجه می رسد
خلاء نبوغ:
در صورت نبود هر نبوغ چه پیامد هایی وجود خواهد داشت:
- نبود پرسشگری: تیم برای عمیق شدن در موضوع وقت نگذارد و درگیر مسائل جاری شود
- نبود ابتکار: تیم کلافه می شود زیرا روش های قدیمی دیگر کارساز نیست
- نبود بصیرت: بدون این نبوغ نمی فهمیم که چرا تصمیم هایی که گرفتیم نتایج خوبی به بار نگذاشته است، زیرا ارزیابی نشده اند و بیش از حد به مدل ها و داده ها روی می آوریم
- نبود وادارندگی: ایده ها زیاد می شود ولی کسی برای انجام آن آماده نیست
- نبود توامندسازی: بیشتر این را نبوغ نمی دانند، اگر نباشد کسی آستین بالا نمی زند و مانند چسبی است بین اعضای تیم پیوند ایجاد می کند
- نبود ممارست: کارها به سرانجام نمی رسد و کسی نیست که موانع را بردارد
پر کردن خلاء
چند روش برای پر کردن جای خالی نبوغ در تیم:
- استخدام افراد با نبوغی که در تیم نیست
- قرض گرفتن فردی با این نبوغ از بخش دیگر
- از بین اعضا کسی را پیدا کند که نبوغ غایب جزو صلاحیت هایش باشد ولی موقتی است
ارتفاع
فرایند به لحاظ نظری از ابرها شروع می شود تا روی زمین پایان می رسد
| پ ۳۰۰۰ متر | |||||
| الف ۲۵۰۰ متر | |||||
| ب ۲۰۰۰ متر | |||||
| و ۱۵۰۰ متر | |||||
| ت ۱۰۰۰ متر | |||||
| م ۵۰۰ متر |
- پرسشگری: در بالاترین ارتفاع رخ می دهد و مدت ها قبل از زمان و مکان به سرانجام رسیدن ایده است
- ابتکار: ارتفاع کمی کم تر می شود ولی هم چنان زیاد است و بعد از طرح پرسش است
- بصیرت: در ارتفاع کم تر ارزیابی را انجام می دهد
- وادارندگی: جلب سرمایه و رضایت عمومی برای مرحله پیاده سازی، افراد اینجا ترغیب می شوند که استخدام شوند، خیلی به زمین نزدیک هستیم
- توامندسازی: افراد آستین بالا می زنند و طرح روی غلطک می افتد، اینجا آغاز مرحله پایانی است
- ممارست: جایی که کار کامل می شود و ایده به سرانجام می رسد و به زمین می رسیم
چرا ارتفاع مهم است
تغییر ناگهانی ارتفاع و نادیده گرفتن یک مرحله باعث می شود ایجاد تلاطم شود، مثلا وقتی در جلسه طوفان فکر برای ایده هستیم و در ارتفاع بالا هستیم ناگهان کسی در مورد روش اجرا نکته ای بگوید، برای این کار کاهش ارتفاع کلی، توان و انرژی صرف می شود.
گفت و گوهای کاری
چهار نوع گفتگو وجود دارد و هر کدام به نبوغ خاصی احتیاج دارد:
- طوفان فکری: کم تکرار ترین گفتگو که شام طرح سوال و تفکر درباره فرصت ها و ایده ها است و شامل سه نبوغ کاری است: پرسشگری، ابتکار و بصیرت است. اگر افراد از این سه نبوغ خارج شوند، کلافگی ایجاد می شود و افراد دارای نبوغ « و، ت، م» کلافه می شوند و اعتراض می کنند که چرا تصمیم نمی گیریم! بهتر است در این گفتگو ها شرکت نکنند.
- تصمیم گیری: مربوط به تصمیم گیری درباره ایده یا پیشنهادات است و حول بصیرت است ولی شامل سطحی از ابتکار است (دستکاری ایده) و وادارندگی (چگونگی همراه کردن افراد) می شود. بهتر است اینجا از نبوغ پرسشگری استفاده نکنیم و گول مراحل پیاده سازی را نخوریم؛ زیرا فقط می خواهند این جلسات تصمیم شود.
- شروع به کار: نوع بعدی گفتگوهای تهییج افراد درباره یک تصمیم و داوطلب شدن است؛ اینجا جای وادارندگی و توامندسازی است؛ ولی شامل بصیرت هم هست؛ ولی حتما باید از پرسشگری و ابتکار پرهیز شود. در این مرحله ممارست هم هنوز وقتش نرسیده است؛ ولی باید باشد زیرا شروع بهکار بدون چشم انداز کارهایی که برای به پایان رساندن لازم است مایه سردرگمی است.
- بررسی وضعیت و حل مسئله: گفتگوهای منظم در مورد پیشرفت طرح است و شناسایی مشکلات بر انجام طرح. این بحث ها حول وادارندگی مجدد، توامندسازی و در آخر ممارست است، اگر در اینجا سراغ پرسشگری و ابتکار برویم، هرج و مرج می شود، حتی بصیرت هم باید محدود به فرایند غلبه بر موانع اجرایی باشد و نه ارزیابی مجدد ایده یا پیشنهاد اولیه .
کلید داشتن گفتگوهای مناسب این است که هدف بحث را مدام به اعضای تیم گوشزد کنیم و مطمئن شویم نبوغ های لازم در جلسه هستند و هم از نبوغ مناسب استفاده می کنند.
استفاده از نقشه تیم:
بازتاب دهنده مجموعه نبوغ و کلافگی اعضای تیم است، اگر اسم فرد نه نبوغ باشد و نه کلافگی، در صلاحیت در نظر گرفته می شود
- اینکه مثلا اگر فقط یک نفر نبوغ پرسشگری در تیم دارد خوب است یا نه بستگی به نوع ماهیت کاری که انجام می دهیم دارد و میزان زمانی که فرد می تواند وقت بگذارد و اینکه این نبوغ اگر کلافگی بقیه باشد یعنی کسی نمی تواند کمک کند.
- مراقب باشیم افراد تا جای ممکن کار نبوغ را انجام دهند و نقش ها در تیم را به فردی بدهیم که همسو است، به غیر از این مهارت های افرادی که بعدا استخدام می کنیم را نیز می توانیم پیش بینی کنیم.

نقشه تیم
بلوغ کاری و سلامت سازمانی
- اگر اعضا نبوغ خو و دیگران را درک نکنند نمی توانند منسجم باشند و رهبر کارها را برا اساس نبوغ شان تنظیم می کند
- با خروج افراد از کلافگی ها و اصلاح کار افراد با حداکثر بهره وری کار خواهند کرد و تنش درکار کم خواهد شد
- افراد وقتی با نبوغ شان کار کنند با شور و اشتیاق بیشتری سر کار خواهند آمد و سازمان را به احتمال کم تری در بحران ترک خواهند کرد
- جلسات دگرگون می شود و هر کس بر اساس نبوغش شرکت می کند
- فرسودگی شغلی که بیش از اینکه مربوط به حجم کار باشد به نوع کار بستگی دارد، از بین می رود
پرسشنامه مختصر نبوغ های کاری
- نبوغ مسئله و معنا ، پرسشگری: سوال هایی که تفکر عمیق و دید کلان معنا و چرایی مربوط هستند، نشانه ها: تفکر عمیق، دیدن تصویر کلان، ناراحتی از استفاده نشدن از ظرفیت ها، غرق شدن در افکار و تامل قبل از عمل؛ سوالات ۳٫۱۰٫۱۳٫۱۷٫۳۱٫۴۱٫۴۳
- ایده پردازی: سوال هایی درباره خلق ایده نوآوری، شروع چیز جدید و تفکر خلاق ، نمونه ها: ایده های جدید به ذهنم می رسد، نوآوری بخش مهمی از هویت من است، خلق از صفر، هیجان برای ایده جدید. سوالات: ۳۷٫۳۰٫۲۷٫۲۴٫۲۱٫۱۹٫۸٫۴
- نبوغ بصیرت و قضاوت و تشخیص: سوال درباره ارزیابی ، سنجش، تشخیص درست و نادرست، شهود تحلیلی؛ نشانه ها: تشخیص خو بو بد حتی با اطلاعات کم ، ارزیابی ایده ها، قضاوت دقیق، حس درست نسبت به تصمیم ها ؛ سوالات: ۳۵٫۳۴٫۲۸٫۲۳٫۱۶٫۱۴٫۹
- نبوغ به حرکت در آوردن، وادارندگی: سوال هایی درباره انگیزه دادن، هیجان ایجاد کردن، بسیج دیگران، نشانه ها: دیگران را به حرکت در می آورم، تشویق و ترغیب و هیجان دادن به جمع، سوالات: ۲٫۷٫۲۱٫۳۲٫۴۲
- نبوغ حمایت و کمک، توامندسازی: سوال هایی درباره همدلی، کمک، پشتیبانی ، پاسخ به نیاز دیگران، نشانه ها: کمک به دیگران رضایت بخش است، حمایت از افراد ، همدلی سوالات: ۶٫۱۱٫۱۲٫۲۰٫۲۹
- نبوغ پیگیری و تمام کردن و ممارست: سوال هایی درباره پایان دادن، پیگیری و جزئیات انجام کارها تا آخر ، نشانه ها: پایان رساندن پروژه ، جزئیات و پیگیری و فهرست وظایف سوالات: ۱٫۵٫۱۵٫۱۸٫۲۲٫۳۲٫۴۰
تک سوالی برای سنجش هر نبوغ
- وقتی با یک مسئله روبرو می شوم درگیر این هستم که مسئله اصلی چیست و چرا وجود دارد؟ حتی اگر هیچ راه حلی ارائه ندهم
- وقتی با مسئله ای روبرو می شوم به طور طبیعی شروع می کنم به خلق ایده و راه جدید و این کار به من انرژی مثبت می دهد
- حتی با اطلاعات ناقص معمولا می توانم تشخیص دهم کدام گزینه منطقی تر و کم ریسک تر است و حس درست به تصمیمات دارد
- وقتی به یک ایده باور دارم، می توانم دیگران را هیجان دهم و متقاعد کنم که وارد عمل شوند
- کمک به دیگران برای پیش برد کارشان حتی وقتی وظیفه مستقیم نیست، احساس رضایت دارم
- بیشترین رضایت کاری من زمانی است که یک پروژه را با دقت به پایان می رسانم
متن کامل سؤالات پرسشنامه نبوغهای کاری
مقیاس پاسخ برای همه سؤالات: نه، اصلاً و ابداً | گاهی/تاحدودی | بله، قطعاً
- استانداردهای بسیار سختگیرانهای برای دقت و کیفیت دارم.
- من در بسیج کردن افراد حول طرح یا ایدهای و ترغیبشان برای دستبهکار شدن استعداد دارم.
- میتوانم خیلی بیشتر از بقیه یک گوشه بنشینم و غرق تفکر درباره معنای هر چیزی شوم.
- دست خودم نیست؛ همیشه ایدههای جدید و مبتکرانه به ذهنم خطور میکند، حتی مواقعی که لزومی به این کار نیست.
- در مقایسه با بیشتر افراد، به پایان رساندن پروژهها رضایت خاطر و خشنودی بیشتری به من میدهد.
- افرادی که مرا میشناسند میگویند من ذاتاً به نیاز دیگران رسیدگی میکنم و آن نیاز را باب میلشان برطرف میکنم.
- دیگران میگویند من در متقاعد کردن افراد به مشارکت در پروژهها و ایدهها و حمایت از آنها مهارت دارم.
- مردم میگویند من مدام در حال نوآوری و پیشنهاد دادن ایدههای جدیدم.
- وقتی داده یا اطلاعات کمی در دسترس باشد، در مقایسه با بیشتر افراد بهتر میتوانم از شم و غریزهام استفاده کنم.
- در مقایسه با بقیه، هر وقت که ظرفیت بهکارگرفتهنشدهای در افراد و محیط پیرامونم میبینم، خیلی ناراحت و ناامید میشوم.
- برای اطمینان از انجام کاری حاضر نیستم نیازهای افراد را نادیده بگیرم.
- کمک کردن به افراد را بیشتر از دیگران رضایتبخش میدانم.
- اغلب، پیش از اینکه ایدهای کاملاً بالغ برسد، تفکر درباره ایده جدید بعدیام را آغاز میکنم.
- مردم میگویند که من در ارائه توصیهها و دیدگاههای روشنگرانه و منحصربهفرد استعداد کمنظیری دارم.
- نمیتوانم دیگران را به انجام کاری که به آن باور دارم یا از آن لذت میبرم ترغیب کنم و متقاعدشان کنم که آن کار را انجام دهند.
- دیگران میگویند که در توجه به جزئیات و دستیابی به اهداف مصمم و پیگیرم.
- در مقایسه با دیگران زمان بیشتری را صرف تأمل و تعمق درباره مشکلات دنیای پیرامونم میکنم.
- دیگران میگویند که در مقایسه با بیشتر افراد بهطور توصیفناپذیری غریزه و شم بهتری دارم.
- وقتی مجبورم از صفر چیز جدیدی خلق کنم، انرژی میگیرم.
- در مقایسه با بیشتر مردم، فردی بسیار همدل و یاریگرم.
- دیگران میگویند که بهسرعت و مشتاقانه افراد را برای شکوفایی ایدههای جدید بسیج میکنم.
- کم پیش میآید که در مهلت مقرر کار را تحویل ندهم یا به هدف تعیینشده نرسم و نمیتوانم تصور کنم این اتفاق بیفتد.
- در شناسایی ماهیت اصلی هر موقعیت یا چالش توانایی منحصربهفرد و انکارناپذیری دارم.
- خودم را رویاپردازی آرمانگرا میدانم.
- خدمت و مهماننوازی بخش بزرگی از هویت من است.
- دیگران مرا شخصی بیاندازه نوآور میدانند.
- بیشتر از اغلب مردم از هیجانزده کردن دیگران با ایده یا امکان جدید واقعاً لذت میبرم.
- در فهم این مسئله که عوامل احساسی چگونه باید در تصمیمات و موقعیتها لحاظ شوند استعداد فوقالعادهای دارم.
- نمیتوانم با دیگران همدردی نکنم و در برطرف شدن نیازهایشان یاریشان ندهم.
- ترجیح میدهم از صفر چیزی را خلق کنم، بهجای اینکه مجبور باشم چیزی را که از قبل ساخته شده است سر و سامان بدهم.
- افرادی که مرا خوب میشناسند میگویند که اغلب در افکارم غرق میشوم.
- در مقایسه با دیگران از به سرانجام رساندن پروژهها یا وظایف لذت میبرم.
- در مقایسه با دیگران خوب میتوانم افراد را برای مشارکت در کارها جذب کنم و تشویقشان کنم که دستبهکار شوند.
- مردم میگویند که توانایی عجیبی در سنجش یا ارزیابی ایدهها دارم، حتی در نبود جزئیات و اطلاعات مفصل.
- به این ویژگی خودم پی بردهام که بیشتر از اغلب افراد به دنبال دلیل هر چیزیام.
- فکر میکنم اولین کسی باشم که افراد از او میخواهند داوطلب شود، چون میدانند تقریباً همیشه جواب مثبت میدهم.
- داشتن تفکر بدیع و خلاق بخش بزرگی از هویت من است.
- لذت میبرم از اینکه من آن کسی باشم که موقع کم شدن سرعت سیر پیشرفت افراد، به آنها دوباره انرژی میدهد تا پیش بروند.
- من در تشخیص تفاوتها و گرایشها و الگوهای ظریفی که بیشتر افراد متوجه آنها نمیشوند استعداد منحصربهفردی دارم.
- از داشتن فهرستی از وظایف مشخص در جلوی چشمم انرژی میگیرم.
- دست خودم نیست که غرق تفکر درباره چشمانداز کلان هر چیزی میشوم.
- من ذاتاً بهسادگی دیگران را به انجام هر کاری که آنها را هیجانزده میکند تشویق میکنم.
- کدامیک از این فعالیتها به شما لذت و انرژی و رضایت خاطر بیشتری میدهد؟
- ⬜ تأمل و تعمق درباره مشاهدات
- ⬜ اطمینان از اینکه پروژه یا وظیفهای به سرانجام میرسد
