۳-۲ جبران خدمات مبتنی بر نظریه دو عاملی انگیزش

جبران خدمات مبتنی بر نظریه دو عاملی انگیزش

 همچون مارکس، که جایگاه خاصی برای شکوفایی / بیگانگی فرد در کار قائل بود، هرزبرگ نیز معتقد اس رابطه فرد با کارش یک رابطه اساسی است و نگرش فرد به کارش موجب شکست با موفقیتش می شود. 

مسئله اساسی هرزبرگ این بود که افراد از کار و شغل خود چه می خواهند؟ او پس از پژوهشهای فراوان، پاسخ به این سؤال را به دو دسته تقسیم کرد: 

  • پاسخ هایی که با رضایت شغلی رابطه معنی دار دارند مانند پیشرفت، شناسایی، ماهیت کار، مسئولیت، رشد و ترقی؛
  • پاسخ هایی با نارضایتی رابطه معنی دار دارند همچون سیاست سازمان، مدیریت و سرپرستی، شرایط کاری و حقوق.

بر خلاف تفکر سنتی که رضایت را نقطه مقابل نارضایتی در نظر میگرفت، هرزبرگ تصویر دیگری ارائه کرد که در آن رضایت نقطه مقابل نارضایتی نیست و این دو در یک پیوستار واحد قرار ندارند (۱۹۶۸ ,Herzberg)؛ یعنی اینکه برطرف کردن عوامل نارضایتی، الزاما به رضایت شغلی منجر نخواهد شد و عواملی که به رضایت شغلی منجر می شوند، متفاوت از عواملی هستند که به نارضایتی شغلی منجر می شود.

مدیران وقتی عوامل نارضایتی شغلی را برطرف میکنند آرامش را برای افراد سازمان به بار می آورند ولی این امر به یقین باعث انگیزش آنها نخواهد شد. 

از این رو وی دو دسته عوامل را شناسایی کرد:

  • دسته اول که عوامل بهداشتی و نگهدارنده نام دارند، نبودشان موجب نارضایتی میشود ولی وجودشان انگیزش و رضایت شغلی ایجاد نخواهد کرد؛ یعنی وجود آنها موجب عدم نارضایتی می شود. حقوق، شرایط کاری، مدیریت و سرپرستی نمونه هایی از این عوامل اند. 
  • دسته دوم که عوامل انگیزاننده نام دارند، نبودشان موجب عدم رضایت و وجودشان موجب رضایت می شود پیشرفت، شناسایی و احترام، ماهیت کار، مسئولیت و رشد و توسعه فردی جزء این عوامل تلقی می گردند. این عوامل موجب پاداش های درونی می شوند. بر اساس نظریه دو عاملی هرزبرگ، در بسته جبران خدمات باید قبل از ایجاد انگیزه در کارکنان سازمان، عوامل بهداشتی و نگهدارنده افراد تأمین شوند؛ در غیر این صورت سازمان با ترک خدمت بسیاری مواجه خواهد شد.

منبع: مدیریت منابع انسانی پیشرفته – دکتر قلی پور / دکتر عسل آغاز – سازمان مدیریت صنعتی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.