مدیران موفقی که رهبر هم هستند چه می کنند؟

در مورد مدیریت و رهبری و اینکه این دو چه تفاوت ها و تشابهاتی باهم دارند چیزهایی میدانم، اما هنوز به تصویر و تعریف دقیق و روشنی در این مورد نرسیده ام. نمیدانم رهبر هستم یا مدیر؟ نمی دانم باید رهبر باشم یا مدیر؟ اگر بخواهم همان گونه که توصیه شده است مدیری باشم که رهبری هم می کند، چه باید بکنم؟ مدیران موفقی که رهبر هم هستند چه می کنند؟

رهبری و مدیریت دو مقوله درهم تنیده اند. رهبری کردن هر روز اهمیت بیشتری در مدیریت بر سازمانها پیدا می کند. در واقع رهبری به صورت بخش تفکیک ناپذیری از وظایف و نقشهای همه مدیران و سرپرستان در آمده است.

خوب است برای درک مفهوم رهبری و رابطه آن با مدیریت، چند تعریف جامع از رهبری را بررسی کنیم: 

  1. رهبری عبارت است از توانایی اعمال نفوذ یا اثر گذاشتن بر یک گروه در جهت تأمین اهداف. امکان دارد این اثرگذاری یک منبع و منشأء رسمی و سازمانی داشته باشد یا از جایی خارج از سازمان به وجود آمده باشد.
  2. رهبری عبارت است از هنر یا فرایند نفوذ و تأثیرگذاری بر مردم به نحوی که با میل و اشتیاق و حداکثر توان خود برای دستیابی به اهداف گروهی کوشش کنند. 
  3. رهبری در ترغیب دیگران به تعقیب مشتاقانه هدفهای معین خلاصه می شود.
  4. رهبران کسانی هستند که بیشترین تأثیر را بر گروه دارند.
  5. رهبری یک فرایند تأثیر گذاری است. به بیان دیگر، رهبر کسی است که هوشیارانه سعی دارد دیگران را وادارد تا کارهای مورد نظرش را انجام دهند.
  6. رهبری عبارت است از تأثیرگذاری فراتر از تبعیت مکانیکی از دستورات معمول .
  7. رهبری فرایند کارگردانی رفتار دیگران است به سمت دستیابی به هدفهای معین 
  8. رهبری آینده را برای افراد تعریف می کند، با کمک چشم انداز آینده، افراد را با ا یکدیگر متحد می کند و انگیزه ای را در آنها به وجود می آورد که با وجود موانع به آن دست یابند.

همان گونه که در این تعریف ها کاملا روشن است، وجه تمایز رهبری به یک توانایی و ویژگی باز می گردد که عبارت از «اثرگذاری و نفوذ» بر دیگران است.

رهبران معمولا به قدرت شخصی (مقبولیت، مرجعیت، محبوبیت و پایگاه مردمی) متکی هستند، آینده نگر و آرمانگرا و تحول آفرین اند و تحت تأثیر همین منابع قدرت است که بر دیگران (پیروان) نفوذ و اثرگذاری دارند.

رهبری با قدرت آمیخته است، اما رهبران بیش از آنکه به قدرت مقام خود متکی باشند، به قدرت شخصی و ویژگیهای کاریزماتیک خود اتکا دارند. رهبران بزرگ دارای خصوصیات مشترکی هستند که به آنها قدرت می بخشد از جمله:

  •  شجاعت 
  •  اعتماد به نفس 
  •  داشتن سابقه قضاوت صحیح در شرایط دشوار 
  •  ترکیبی از ایمان و توانایی که به آنها جرئت می دهد تا الهام بخش باشند.

همه رهبران بزرگ را رؤیایی به پیش می برد و آنان هم پیروان خود را با همین رؤیا به پیش می برند.

آنچه در عنوان تعاریف رهبری ذکر شد و فهرستی که از رفتارها و ویژگیهای رهبران سازمان های پیشرو وجود دارد، کاملا نشان میدهد که مدیر موفق باید رهبر هم باشد و بخشی از سبک و روش مدیریتی خود را به رهبری کردن اختصاص دهد.

 در واقع مدیرانی که از موهبت و موقعیت رهبری هم برخوردارند و علاوه بر دانش و مهارتهای مدیریتی به ویژگیهای رهبری هم مجهزند، موفق ترند.

وقتی سازمان های موفق جهان در صدد تعریف و تعیین فهرستی از شایستگی های مدیریتی برای مدیران به ویژه مدیران ارشد خود ب رمی آیند، معمولا یکی از اصلی ترین این قابلیت ها را «رهبری» تشکیل میدهد.

 سازمان ملل متحد، شرکت هندی تاتا و سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران از جمله همین سازمان ها هستند که در مدل ها و فهرستهای خود به «رهبری» به عنوان یکی از پایه ای ترین شایستگی های مدیرانشان اشاره و بر آن تأکید کرده اند.

منظور از رهبری در تعاریفی که سازمان های مختلف از آن دارند، رفتارها، ویژگی ها و مهارت هایی است که جالب ترین و مهم  ترین آنها عبارت اند از:

  • توانایی الهام بخشیدن به دیگران و اعتماد آفرینی 
  •  ریسک پذیری استراتژیک و آینده نگری و آرمانگرایی
  •  پیش بینی و دوراندیشی
  • توانایی اتخاذ تصمیمات دشوار اما صحیح در بحران و ابهام
  • ثابت قدمی در اصول 
  •  صداقت
  •  شفافیت و یکپارچگی و الگو بودن در رعایت ارزشها و اخلاقیات 
  •  فرصت سازی برای توسعه قابلیت های دیگران
  •  به تصویر کردن چشم اندازی مطلوب از آینده 
  •  جلب و حفظ وفاداری کارکنان نسبت به سازمان و اهداف آن 
  •  ایفای نقش «قهرمان تحول» 
  •  جانشین پروری 
  •  تیم سازی
  •  مدیریت مؤثر تعارضات 
  •  داشتن شور و اشتیاق برای موفقیت 
  •  کسب نتیجه و پذیرش مسئولیت پیروزی ها و شکستها 
  •  شجاعت و استقامت
  •  پایداری و پیگیری 

رهبری تعریف استانداردی ندارد. فهرست ویژگی های رهبران بزرگ و اثربخش هم خیلی استاندارد و مورد توافق نیست. سازمان ها باید ویژگیها و شایستگی های رهبران خود را متناسب با شرایط امروز و فردای خود تعیین و تدوین کنند.

اما در هر حال، روشن است که برخی ویژگیهای رهبری در سنین بزرگسالی به راحتی قابل اکتساب نیستند، اما می توان آنها را با تلاش، تمرین و تکرار تا حدودی تقویت کرد.

برای آنکه شایستگی های رهبری خود را تکمیل و تقویت کنید، باید ابتدا ارزیابی واقع بینانه ای از آنها داشته باشید و سپس بر اساس این ارزیابی به طراحی و اجرای اقدامات لازم دست بزنید. ارزیابی ۳۶۰ درجه در این مورد روش خوب و مفیدی است، اما بهتر است در کنار آن از ابزارها و روش های معتبر دیگر هم استفاده کنید.

 برای کمک به این ارزیابی، پرسشنامه سنجش اثربخشی رهبری مربوط به شرکت جنرال الکتریک را پیشنهاد می کنم. در این پرسشنامه ۱۰ شایستگی رهبران سازمان و چهار ویژگی و رفتار خاص مربوط به هر شایستگی در قالب ۴۰ پرسش آمده است و اطلاعاتی مفید به شما می دهد در مورد اینکه چقدر رهبر هستید و برای تکمیل شایستگی های رهبری خود چه باید بکنید.

ترجمه این پرسشنامه را در صفحات بعد ملاحظه خواهید کرد.

رهبران امروز قهرمان نیستند بلکه قهرمان پرورند. ستاره سازند، نه تک ستاره ای در آسمان بی ستاره بر دوش بی کفایتیها نایستاده اند بلکه نردبان استعدادها هستند.

جان کارتر

هیچ رهبری در انزوا نمی تواند وجود داشته باشد. اگر می خواهید بدانید رهبر هستید یا نه، ببینید آیا کسی از شما پیروی می کند؟

رهبر، البته باید پیشاپیش و جلوتر از مردم باشید. رهبر البته باید ادراکی واضح تر و روشن تر از مردم داشته باشد ولی مردم را نیز باید همراه خود ببرد. احمقانه است اگر کسی شیپور حمله را به صدا در آورد، سپس به پشت سر بنگرد و دریابد که هیچکس در پی او نیست.

ریچارد نیکسون

منبع: کلنیک منابع انسانی – دکتر ابوالعلایی – سازمان مدیریت صنعتی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.